حسين مدرسى طباطبائى
228
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
انار اللّه برهانهم ] به سيورغال اجداد مشار اليه مقرر و حال چندين سال است كه خراب است . مالومنال ملكآباد و درويشآباد و كچلجرد دشتبى كه به دستور موافق ارقام سلاطين جنت مكين به سيورغال اجداد او مقرر بوده است و فى الجمله آبادى دارد . قريهء دزج و گناج و جوسق مره بلوك اقبال كه از جمله موقوفات سركار آستانهء منوره و حال چندين سال است كه خراب و لم يزرع و از جمله بايرات قديم است كه هرگاه تواند آباد نمايد . مستمرى سركار آستانهء منوره كه هرساله از بابت ماليات قزوين بازيافت مىنمايد : نقد : بيست تومان تبريزى جنس ( غله ) : سىسه خروار و هيجده من به وزن تبريز ] املاك موقوفاتآباد و خراب و نقد و جنس مستمرى سركار آستانهء منوره را برقرار فرموديم كه از روى كمال اهتمام متوجه شغل و خدمت خود بوده / و انتظام و رونق آستانهء منوره و خدام آن كمال سعى به عمل آورده ، آنچه از محال موقوفات كه آباد است هرساله مداخل و محصول آن را جمعآورى و به مصرف / معاش و ساير مصارف رسانيده و آنچه كه خراب است به قدر مقدور سعى در آبادى آنها به عمل آورده ، ان شاء اللّه تعالىآباد نمايد و خدمت مذكور و موقوفات مزبور را / به دستور به موجب ارقام مطاعهء سلاطين جنت مكين آبا و اجداد عظام فردوس مقام نواب همايون ما در وجه مشار اليه و اولاد او نسلا بعد نسل و خلفا بعد خلف برقرار فرموديم / كه تغيير و تبديلى به قواعد آن راه ندهند . عالىجاه حاكم و عمال و كلانتر و كدخدايان دار السلطنهء قزوين و متصديان